ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى
46
تاريخ اولجايتو ( فارسى )
مطبوعتر از سمك تا سماك بنا فرمود . چون روضهء ارم خرّم معظم ، و محكمتر چون وثاق حور و بائزه ( ؟ ) 52 چون بيت معمور و سقف مرفوع و مجموع مطبوع ، و در مركز دور شهر قلعه مربع عالى اساس چون قصور جنان از قياس انشا فرمود . سورش از سنگ مينارنگ باقمهء قبهء كيوان برافراشته و تجويف و بقعهء آن به نقوش مختلف بنگاشته . قلعهاى كه با قلعهء قلعى رنگى آسمان دم همسرى و لاف برابرى مىزند كه گوئيا فلكيست آبگون مرصّع به زهره و مشترى و يا بوقلمونى ملمّع به اطلس ششترى ، كه جبال عاليات قبهء اخضر و تلال راسات مركز اغبر از شرم تشوير به عجز اعتراف آورده و قصور جنات به قصور اقرار كرده . سراسر خانها به تعريشات لايق و تسقيفات موافق سر پوشيده ، و درو ابواب البرّى مشتمل بر چند مواضع عالى از مدارس و خانقاه و دار الشفا و دار الضيافه و دار الحفاظ و غيرهم تا نوزده موضع عمارت به عدد حروف بناها و ايوانها مجصص منقش و طارمهاى مفضض 53 دلكش وضع كرده ، و جملهء صحن عمارات از رخام سفيد مطبّق و سقوف طاق و رواق مقرنس و فرش سطح زمين از رخام و مرمر و مشجرات باغها از صنوبر و عرعر ، خرمتر از مشرق به وقت دميدن صبح ، و خوشتر از باغ [ و ] بساتين به گاه رسيدن گل . و درو سى و اند چشمهسار از سلسال زلال مثال ( ؟ ) روان و جداول مختلف و سواقى مفرق از انهار خلد آثار روان و جارى . جملهء صحارى و برارى و شهر پرانهار و اشجار و ثمر و مغارس و مزارع صنوبر و خبّاز و فسيل و عرعر در هر جويبارى بيخ اور ( ؟ ) گردانيده ، و درو افزون از ده هزار دكان معمور موفور به رزمههاى ديباى چين چون كارگاه چمن رياحين و بارگاه خان تركان آراسته به خواتين نازنين . دكانهاى شهر مشحون به حقاق و صناديق و كاسات و اباريق و نفايس جواهر و عرايس اوانس به غرايب مرصعات و تنسوقات آكندهتر از رواياى انار 54 ، و زقاق و اسواق شهر مستغرق به اقمشه و امتعهء نفيسهء شريفه به كسوت و كالاى بىحشو ميان پر از انجير مملو به صناع و [ اهل ] حرفت مشتهر و بزازان و تجار معتبر ،